آینده را ما باید بسازیم – سعید یگانه

اوضاع متحول ایران از همه ما می طلبد که مسئولانه و باچشمی باز به اوضاع بنگریم. چرا چون بازیگران مختلفی امروزدرصحنه سیاسی ایران حضور دارند و ابراز وجود سیاسی می کنند.برای نسلی که یک انقلاب را تجربه کرده و برای آن هزینه داد. انقلابی که برای زیرو کردن مناسبات سرمایه داری وریشه کن کردن ستم و نابرابری وبر چیدن زندان و شکنجه و استبدادپادشاهی آن بود.برای نسلی که بعد از سرکوب خونین این انقلاب توسط متحجرترین و جنایتکار ترین جریان اسلامی به کمک غرب چهار دهه شاهد سرکوب ونسل کشی و ستم حاکمان زور گو جنایتکاربوده ، وهنوز با اراده و مدعی در صحنه سیاسی حضور دارد و حساس و مسئولانه دراین دوره گذاربه تحولی نوین در همین جامعه ، نقادانه به گذشته نگاه می کند ،وظیفه خود می داند که تلاش کند نسل جدید ، نسل تلاشگران و باورمندان به تحولی دیگر،به انقلاب دیگربرای آزادی وبرابری و رفاه را متوجه چالشهای پیش رو، موانع وطرح و برنامه گذشته پرستان و رژیم سابقی ها برای اعاده نظم قدیم،ودوستان دروغین مردم و حساب پس داده ها رابر ملا کند.برای اینکه این تاریخ تکرارنشود ،برای اینکه نسل جدید همراه با ما این دوره گذاررا به آینده ای روشن به نفع کارگر و زحمتکش و آزادی و برابری پیش ببرند. برای اینکه میوه انقلاب بعدی و نتیجه جانفشانی مردم به جیب بخش دیگری از بورژوازی متقلب و حاکمیت بدون طلبه و آخوند به یغما برده نشود، باید از هم اکنون صف خود را از ناجیان دروغین مردم ، ازمدعیان نظم شاهی ، ازقوم پرستان و ناسیونالیستها که از هم اکنون درفکرشقه شقه کردن و ایجاد تفرقه و کینه و دشمنی میان مردم هستند جدا کرد و باور داشته باشیم که جامعه ای بهتر،زندگی بهتر و آزادی و برابری و رفاه به دست خود ما ، به دست طبقه کارگر، نسل جوان وزنان پر شور و انقلابی و مدرن و اگاه ،میسرومی توان در صفوف متحد و به هم فشرده برای آن تلاش کرد.
کسی دیگر باور ندارد که این رژیم ماندنی و بدین گونه بتواند به بقای خود ادامه دهد. تزلزل در صفوف خود حاکمان نیزبه وضوح ایجاد شده و زیر پایشان داغ شده است . زنگ خطررا مردم به صدا در آورده اند . اصلاح طلب به زیرعبای امام خزیده و از ترس سرنگونی از تنش و اختلاف با هم کوتاه می آیند و برای تقابلهای بعدی با موج نارضایتی مردم خود را اماده می کنند.
جنگ اصلی با جمهوری است واین را باید به مقصد برد.اما نباید غافل بود که تقابلی جانبی بر سر آینده ایران در جریان است و سازهای مختلفی نواخته می شود . این آهنگها برای مردمی که در چنگ این شرایط گیر افتاده اند و در فکر نجات و خلاصی از این جهنمند شایدخوش بگوش برسد، اما زنگ خطری اند که اگر آینده با این سازها برقصد ما و طبقه کارگر و مردم تحت سم است که دوباره ضرر خواهیم کرد، ماییم و نسل دیگراز انسانهای این جامعه است که برای چندین دهه دیگرزیر بار ظلم و ستم کمر خم خواهند کرد .باید هوشیار بود.ظرفیت فروختن و قربانی کردن منافع اکثریت مردم به پای منافع بورژواها و سرمایه داری غرب بیش از آن است که تصور می شود.نباید خوش خیال بود.
از این روما بر سرنگونی انقلابی و کامل جمهوری اسلامی در رشد و اعتلای جنبش آزادیخواهانه و سرنگونی طلبانه مردم در ایران تاکید می کنیم. اعتقاد داریم که آزادی وبرابری وخوشبختی و رفاه مردم در گرو عمل مستقل وانقلابی و حضور فعال درصحنه سیاسی و تعیین تکلیف نهایی توسط قیام کارگران و مردم محروم و آزادیخواه بدون دخالت کشورهای امپریالیستی از بالای سر مردم می باشد. همچنین باور داریم که جریانات و گروهها و محافل رژیم سابقی ها ، قوم پرستان و فدرالیستها که برحمایت آمریکا و دولت ترامپ وسایردول بورژوازی حساب باز کرده اند ، نقشه خود را مطابق نقشه دولت آمریکا تنظیم وامید به حمایت و دخالت کشورهای امپریالیستی در تحولات پیش رورا ضامن پیروزی و رسیدن به قدرت می دانند. با منفعت اکثریت کارگر وزحمتکش در تضادند ،به خواست و تمایلات واقعی مردم بی ربطند و منفعت سرمایه دارانه و اقلیت بورژاو مفتخوررا تعقیب و پاسداری می کنند.این کشمکش طبقاتی میان راست و چپ ، کارگروبورژا ، میان گرایشات مختلف هم اکنون بر سر آینده ایران در جریان است و یکی ازطرفهای این کشمکش رضا پهلوی ، رژیم سابقی ها و محافل دوروبرو اصلاح طلبان فراری و فرشگردها هستند که از نارضایتی مردم ازوضع موجود سوِء استفاده کرده و اعتراض و مبارزه مردم را نردبان ترقی خود قرار میدهند.
به این دلیل افشای اهداف و نقشه راه جریانات راست پروغرب از هر طیف وجریانی برای آینده ایران ازان جهت ضروری است که در دل اوضاع کنونی و تحولات جاری است که آینده نطفه می بندد و هر جریانی تلاش می کندکه نقشه و الگوهای خود را از هم اکنون به جامعه دیکته و حول آن نیرو بسیج کنند.روشن است که در شرایط کنونی آنچه مانع اصلی بر سر راه پیشروی مردم به آینده ای آزاد و مرفه است، وجود جمهوری اسلامی و به عبارت دیگرهربهبودی ولو کوچک درزندگی مردم ابتدادر گرو سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است ،اما نباید غافل بود که افشای نقشه و سناریوهای مختلفی که جریانات دست راستی در آستین دارند، مهم واز هم اکنون باید مخاطرات آن به جامعه گوشزد داده شود.
باید توجه داشت که چهار دهه جنایت جمهوری اسلامی نباید کوچکترین حقانیتی نه تنها به رضا پهلوی و رژیم سابقی ها وشرکای آنان ، بلکه برای هیچ جریان راستی قائل بود . رژیم پهلوی خود کم جنایت نکردند. آنها نیز بدون سرکوب و زندان و شکنجه مخالفین خود و تحمیل فقرو تبعیض به اکثریت مردم نمی توانستند سر پا بمانند.
امید بستن جریانات راست پرو غرب، ناسیونالیستها و قوم پرستان به دخالت آمریکا در اوضاع ایران پدیده جدیدی نیست . رابطه آنان با غرب و طلب کمک از آنان بخصوص آمریکادر طول حیات جمهوری اسلامی ،به رقابت و کشمکش بین دو دولت مرتجع و فاشیست آمریکا و جمهوری اسلامی گره خورده و هر دوره با بالا گرفتن و یا پائین آمدن این رقابتها، ضربان قلب آنان ، امید و نا امیدی آنان تغییر پیدا کرده است . دردوره اوباما که راه تعامل وسازش با جمهوری اسلامی را در پیش گرفت همه نا امید و پژمرده و بی سرو صدا شدند و با سر کارآمدن ترامپ و بالا گرفتن تنش با جمهوری اسلامی اینها دوباره شیر شدند و روحیه گرفتند.
اما آنچه اساسا و بخصوص در این دوره کمپ راست رافعال و به تحرک در آورد و دوباره به دامن دولت آمریکا پناه برده اند،حضورپررنگ طبقه کارگرو محرومان جامعه و حضور مدام آنان در صحنه سیاسی است که از یک طرف جمهوری اسلامی را به چالش جدی روبرو کره و از طرف دیگر کمپ راست را به تکاپوبرای جا باز کردن در میان مردم و کسب اعتباردر افکار عمومی جامعه جهت جمع آوری نیرو و تامین منافع اقلیتی بورژوا در فردای تحولات بعد از جمهوری اسلامی است .

ناسیونالیستهای پرو غرب
رضا پهلوی مدعی است که سکولار، دمکرات، طرفدار حکومت پارلمانی و انتخابات آزادهستند و به آزادی بیان وبرابری “آقایان و بانوان” و غیره اعتقاد دارند. بماند جریانی که هنوز زن را بانو خطاب می کند معلوم نیست چقدر سکولارو طرفدار آزادی زن و برابر با مرد است.
ثانیاحکومت مورد نظر رضا پهلوی باپارلمانش همان مناسبات بورژوازی است و درچنین کشوری بدون روبنای سیاسی خشن استثمار نیروی کارکارگرو تولید سود برای سرمایه داران ممکن نیست. و دولت آقای پهلوی همچون مرحوم پدرش ناچار است که برای تداوم و حفظ این مناسبات ارتش و پاسبان و زندان را سازمان دهد. بی دلیل نیست که رضا پهلوی هر از گاهی خطاب به سپاه پاسداران پیام دوستی می فرستد.
پارلمان و دمکراسی و آزادی مورد نظر رضا پهلوی ابزارهایی در خدمت این مناسبات است.سرمایه برای تولید سود به این ابزارها نیاز دارد، همچنانکه هر حکومت بورژوایی و از جمله جمهوری اسلامی به آن نیاز داشت و دارد. رضا پهلوی می خواهد ادای بورژوازی غرب را دربیاورد .اگر دول بورژوازی درغرب امروز به درجه ای به رفاه پائینی ها ی جامعه توجه دارد یا به عبارت دیگر بخشی از سود سرمایه را صرف رفاه جامعه می کنند ،این هم خیر و بخشش بورژوازی این جوامع نیست ،بلکه نتیجه چندین دهه مبارزه کارگر و مردم پیشرواین جوامع و تحمیل ایندرجه از رفاه به دولتهای بورژوازی است.
با نگاهی به تحولات جاری ،به اعتصاب و اعتراضات تاکنونی کارگران ، معلمان ،بازنشستگان ، زنان ، خواست و توقع و مطالبات آنان به روشنی نشان می دهد که راستترین جناح بورژوازی در اپوزیسیون بدون توجه به حداقلی از این خواستها و مانوروعوامفریبی حول آن نمی توانند قدمی پیش ببرند و توجه جامعه را به خود جلب کنند. اینها بی ریشه نیستند و علاوه بر آن جامعه هنوز به ان درجه از آگاهی و پلورالیسم طبقاتی نرسیده که خیال خود را از گزند این جریانات راحت کند . جامعه در برابر این ویروسها واکسینه نیست و اضافه بر آن فشارو ستم وفقر آن چنان دامن جامعه را گرفته که همه با هم برای خلاصی از این جهنم یک تمایل قوی درون مردم است .

ناسیونالیستها و فدرالیست قومی

جریانات ناسیونالیست و فدرالیست قومی اخیرا در هانوفر آلمان کنفرانسی به اسم “همبستگی برای آزادی و برابری” بر گزار کرده اند .
این جریانات نیزکه اساسا امید خود رابه آمریکا بسته اند عوامفریبانه تلاش میکنند، اهداف فدرالیستی خود را درپوشش ” آزادی و برابری” به تن جامعه کنند. که حقیقتا سر سوزنی به آزادی و برابری مردم نه باور دارند و نه هیچوقت به آن عمل کرده اند. بحث بر سر نیت افراد نیست ،بحث بر سرجریاناتی است که از هم اکنون سیاستش این است که مردم ایران رابنا به منفعت قومی و ناسیونالیستی به ملیتهای مختلف تقسیم کرده وبرای هر کدام خواهان جدایی و حکومت فدرال است .چنین سیاستی در مقابل آزادی و برابری انسانها قرار دارد. حزب یا هر جریانی که به آزادی و برابری انسانها معتقد باشد اگر ریگی در کفش نداشته باشد ،چرا از ابتدا باید نقشه جدایی و نابرابری انسانهای یک کشوررادر سر بپروراند.هر چقدر هم “ملیتها” و زبانهای مختلف وجود خارجی داشته باشند ،تقسیم کردن انسانها به این اعتبار چیزی جز منفعت و اهداف محدود و قومی و نازل ناسیونالیستی درآن وجود ندارد.علاوه بر این اهداف فدرالیستی این جریانات زمینه جدی در جامعه ندارد.نگاه کنید به اعتراض و مبارزه وشعارهاو مطالبات مردم از اعتراض کارگری تا معلمان ، بازنشستگان ، زنان و آنچه که ما حداقل از سال گذشته تا به امروزدر ایران شاهد هستیم ، کجا خواست فدرالیسم و جدایی مطرح بود ه است . فدرالیسم نسخه ای ارتجاعی برای تکه تکه کردن و ایجاد کینه و دشمنی میان مردم در فردای بعد از جمهوری اسلامی است .فدرالیسم نه تنها ستم ملی را حل نمی کند بر عکس آن را تداوم و از هم اکنون خوراک ناسیونالیستها ووطن پرستان دو آتشه علیه راه حل مسئولانه و متمدنانه رفع ستم ملی در کردستان است . اینها نه به برابری بلکه به جدایی انسانها نیاز دارند . نه به همبستگی بلکه به تفرقه میان انسانها نیاز دارند تا منفعت خود را به نام کرد و عرب و بلوچ تامین کنند. اینها نهایتا در کمپ راست جامعه ، در برابر آزادی و برابری مردم قرار دارند و مقوله قوم و ملت و زبان ابزاری در دست آنا ن برای شریک شدن درقدرت است .فدرالیست چهارچوبی علیه آزادی و برابری انسانهاست. ناسیونالیستهای فدرالیست عراق چه گلی به سر مردم زدند تا اینها دومی باشند. وظیفه ما افشا و منزوی کردن اهداف این جریانات و ارائه راه حل انسانی و متمددانه برای رفع ستم ملی در کردستان است .
جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی!
ما و کارگران و زنان و مردم محروم خواهان بی کم و کاست سرنگونی رژیم سرمایه داری اسلامی و نابودی دستگاههای حافظ نظم موجود اعم از ارتش و سپاه و هر نیرویی هستیم که ابزاردست حکومت سرمایه برای حفظ مناسبات استثمارگرانه موجود است. ما خواهان حکومت شورایی و تسلیح عمومی و اعمال اراده خود مردم از طریق شوراهای کارگری و مردمی در محیط کارو محل زندگی مردم هستیم . ما خواهان کنترل کارگری بر مناسبات کار و تولید توسط کارگران از طریق شوراها و مجامع عمومی کارگران هستیم . ما می خواهیم که زن و مرد برابر با هم زندگی کنند و هر نوع ستم طبقاتی ، جنسیتی و تبعیض و نابرابری از جامعه علیه زنان بر چیده شود .ما می خواهیم سیستمی حاکم باشد که همه شهروندان ایران با هر تفاوتی که دارند یکسان از رفاه و خوشبختی بر خوردار باشند.ما در چنین نظامی نه به ارتش و نه سپاه و نه هیچ نیروی سیاه دیگری نیاز نداریم، آنچه که تا به حال شاهد آن بودیم . ما نیاز به ملیشیای مردمی ، به ارتشی انقلابی ازداوطلبین انقلابی و دلسوز به حال مردم برای حفظ دستاوردهای مردم هستیم که منفعت اکثریت مردم کارگر و زحمتکش نه” اقلیت مفتخور و سرمایه دار” را پاسداری کند.ما به آزادی عقیده و بیان و اظهار نظر آزادانه مردم معتقدیم و هیچ انسانی نباید به دلیل مخالفت و یا اظهار نظر تعقیب و زندان ومورد اذیت و آزار قرار گیرد.آزاد زیستن حق هر شهروندی است و باید از آن پاسداری شود. سعادت و امنیت کودکان و اموزش علمی و رایگان برای آنان باید اجرا و عملی شود.
نه رضا پهلوی ، نه جریانات فدرالیست و قوم پرست ، نه مجاهدین خلق و نه فرشگردها ربطی به منفعت واقعی مردم ندارند و باید دست رد به سینه آنهازد.برای رفتن به این مسیر، طبقه کارگر و رهبران کارگری باید خود را صاحب جامعه بدانند. باید و می توانند چنین موقعیتی را در مصافهای پیش روبرای خود کسب کنند ، معلمان، زنان ، دانشجویان و سایراقشار محروم جامعه دست در دست کارگران فضای سیاسی و اعتراضی جامعه را در دست بگیرند و جریانات راست را حاشیه ای کنند.
آینده را ما باید بسازیم.زنده باد سوسیالیسم تنها را نجات بشریت از هر نوع ستم طبقاتی، تبعیض و نابرابری.


Author: pedram nowandish