در نقد اطلاعیه کومله درباره مذاکره با جمهوری اسلامی – سیاوش دانشور

کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران طی اطلاعیه ای در باره مسئله مذاکره با جمهوری اسلامی اظهار نظر کرده است. این اطلاعیه متاسفانه با مردم و مخاطبینش صریح نیست و در پی توجیه موضع و سیاست کومله طی لااقل این دوره یکسال و نیمه دید و بازدید غیر علنی و غیر شفاف است و نهایتا با توسل به عدم مخالفت با “اصل مذاکره” به نیروهائی که با رژیم اسلامی نشسته اند صرفا انتقادی درون خانوادگی میکند.
کومله در اطلاعیه اش از “اطلاعات جسته و گریخته، ناروشن و مبهمی دایر بر نشست نمایندگانی از طرف “مرکز همکاری احزاب کردستان” با نمایندگان جمهوری اسلامی” سخن میگوید و ظاهرا بعد از اعلام رسمی اخبار این مذاکرات توسط آقای عمر ایلخانی زاده، موضوع برای کومله “روشن و غیر مبهم” میشود. این ادعا حقیقت ندارد. قبل از اعلام خبر رسمی و غیر رسمی جریانات مذاکره کننده، این آقای ابراهیم علیزاده بود که از نشست خبر داد و همینطور به دو نشست خودشان با طرف میانجی و ثالث اشاره کرد. بلافاصله آقای بزرگپور همین اخبار را تاکید و نکات ریزتری را اضافه نمود. پس خبر لااقل برای کومله و رهبری اش مبهم و ناروشن نبوده و اشاره به این “ناروشنی” تنها کارکردش توجیهی دیرهنگام برای مخفی نگهداشتن دیدارهای خود کومله با طرف میانجی بوده است. سوال از کومله که از علنیت سخن میگوید اینست که چرا دیدارهای خود با طرف میانجی را مخفی نگهداشته، از مفاد آن چیزی نگفته و هنوز نمیگوید؟ جامعه ایران و مردم کردستان بکنار، حتی از فحوای سخنان و مواضع مطالب اخیر کادرهای حزب و کومله اینطور برمی آید که لااقل بخش زیادی از صفوف رهبری و کادرهای حزب هم از این دیدارها اطلاع نداشته اند. آیا اینطور است؟ این عدم شفافیت در عمل واقعی کومله و “دفاع از شفافیت” در موضعگیری بعد از رو شدن بند و بست چهار جریان ناسیونالیست با جمهوری اسلامی، تناقض درخود است. عمل واقعی منعکس کننده موضع سیاسی شماست و نه اظهارات دیپلماتیک در گفتگوها و مندرج در اطلاعیه تان. این رفتار حتی علیه اصول حزبی خودتان است. بعید است اگر اخبار نشست این جریانات با رژیم به بیرون درز نمیکرد، کومله و رهبری اش در مورد دیدارهای خودش و آنها در کشورهای مختلف کلامی بزبان می آورد. ما راجع به مسئله ساده و روزمره ای حرف نمیزنیم، داریم راجع به نشست با دشمنی حرف میزنیم که بین مان خون جاری است، در یک رابطه جنگی و خصمانه تمام نشده با آن قرار داریم و بعنوان یک نیروی سرنگونی طلب دارای خطوط قرمز با آن هستیم.
کدام شفافیت و علنیت؟
کومله می نویسد: “طرح مسئله مذاکرات پنهانی، اهداف توطئه گرانه ای را تعقیب می کند”… ظاهرا کومله از مذاکرات علنی و شفاف دفاع میکند. آقای ایلخانی زاده هم که تاکنون یک کلمه به کسی نگفته اند، دقیقا برهمین نکته تاکید دارند. اما هم آقای علیزاده و هم آقای ایلخانی زاده یک ذره به این علنیت و شفافیت در یکسال و نیم گذشته- اگر بیشتر نباشد- پایبند نبودند. این کارنامه در همین مورد مشخص نشان میدهد که علنیت برای ایشان شعاری توخالی است. در بهترین حالت صدا خفه کن سیاسی برای کسانی است که حب “اصل مذاکره” را قورت دادند اما در باره چهارچوبش مشکل دارند. کومله اگر به همین نکات مورد ادعایش پایبند بود، رو به جامعه اعلام میکرد که مسئله مهمی طرح شده و نیروی میانجی ای در حال سونداژ و آوردن و بردن پیغام است. اصول و چهارچوب و سیاست کومله در اینباره را اعلام میکرد و به چهارچوبهای سیاست و دیپلماسی رایج بورژواها تن نمیداد. کومله یکصدم آن “پرنسیپ” را که در مورد مخفی کردن اسم طرف میانجی و دیدار بخرج داد، در مورد احزاب سیاسی، صفوف خودش، کارگران و مردم کردستان بخرج نداد! هرچه جلوتر میرویم، برای رهبری کومله سیاستمداری جای سیاست کمونیستی را میگیرد.
“تفرقه بین احزاب سیاسی کردستان”
یک نگرانی آقای علیزاده در اظهارات اخیرشان و همینطور اطلاعیه کومله “اهداف رژیم از طرح مذاکرات پنهانی” است که بزعم کومله “اهداف توطئه گرانه ای را تعقیب می کند، کە عبارتند از: اول، بهره برداری از شکافهای موجود در بین احزاب سیاسی فعال در کردستان و تشدید تفرقه میان آنها. دوم، ایجاد شکاف بین اپوزسیون رژیم در کردستان و اپوزسیون سراسری سرنگونی خواه، سوم، ایجاد حالت انتظار در بین مردم، به منظور جلوگیری از رشد و گسترش مبارزات توده ای در کردستان”. ابراهیم علیزاده در گفتگویشان همینطور اظهار امیدواری میکند که این احزاب در دام سیاست ایجاد تفرقه جمهوری اسلامی در این مذاکراه نیافتاده باشند.
چرا کومله خود را موظف به جلوگیری از تشدید تفرقه و لابد در شکل ایجابی آن ایجاد وحدت و یگانگی احزاب سیاسی در کردستان میداند؟ موضع جمهوری اسلامی نابودی و نفی و غیر کارا ساختن هر نوع مخالف و اپوزیسیونی است. اما آیا این معنی اش اینست که سیاست احزاب سیاسی در کردستان ایجاد وحدت و جلوگیری از تفرقه است؟ سیاست قدیمی کومله اینبود که مثلا حزب دمکرات حزب بورژوازی کرد است و خود را حزب کارگران و مردم زحمتکش در کردستان میدانست. آیا به همین سیاق و با استدلال اطلاعیه کومله باید از وحدت و عدم تفرقه بورژوازی و پرولتاریا سخن گفت. اگر سخن ابراهیم علیزاده و اطلاعیه کومله را بسط دهید، ما به ازای سیاسی و طبقاتی این سیاست میشود جلوگیری از تشدید تضاد طبقاتی و برجسته کردن منافع متمایز کارگر و بورژوا در صحنه سیاست. فکر نمیکنم دمکراتها و زحمتکشانی ها کمترین توهمی نسبت به وحدت منافع آنی و آتی با کمونیست ها داشته باشند، سوال اینست چرا کومله به سخنگوی این وحدت طلبی ناسیونالیستی و این نگرش ظاهرا غیر طبقاتی بدل شده است؟ و یا اگر سیاست رژیم بزعم کومله “ایجاد شکاف بین اپوزسیون رژیم در کردستان و اپوزسیون سراسری سرنگونی خواه” است،سیاست کومله و حکا جلوگیری از این شکاف در سطح محلی و سراسری است؟ یعنی مثلا مجاهد و سلطنت طلب و اسلامی و جمهوریخواه و کمونیست باید سیاست شان وحدت و یگانگی باشد؟ آیا این سیاست علیه برنامه و اصول اعلام شده خود شما نیست؟ واقعا کدام منفعت بنیادی و غیر قابل گذشت موجب میشود که طبقات و اقشار و گرایشات مختلف اجتماعی در قلمرو سیاست به وحدت و عدم شکاف و جلوگیری از تفرقه روی بیاورند؟ میشود فهمید که در شرایط خاصی نیروهای اپوزیسیون علیرغم تضادها و اختلافات پایه ای سیاسی و برنامه ای به اصولی در خدمت منفعت عمومی شهروندان پایبند باشند اما این اظهارات عجیب و غریب پایه ای ترین مسائل جامعه طبقاتی و کشمکش های آنرا نفی میکند. حتی پوپولیست های دوآتشه اینگونه در بار وحدت و یگانگی و عدم تفرقه نیروهای اپوزیسیون سخن نمیگویند. وقتی به عمل واقعی نگاه میکنیم، کومله برای نزدیکی به احزاب ناسیونالیستی در کردستان و همزمان دور شدن از کمونیست ها تلاش میکند. لحن برخی از اعضای رهبری کومله در قبال کمونیست ها نفرت انگیر و مملو از کینه است، بسیار فراتر از “زبان زبر” است اما در مورد کسانی که اقدام به ترور و حمله نظامی کردند دوستانه است. اینجا هم کومله حقیقت را نمی گوید.
اصول و اصل مذاکره
کومله میگوید “ما مذاکره با دشمن را به عنوان یک اصل رد نمی کنیم”و در ادامه چهارچوبی را برای مذاکره و شرایط آن تعریف میکند. توضیح شرایط و اصول مذاکره و یا عدم مخالفت با اصل مذاکره در شرایط کنکرت، جوابگوی داشتن سیاست درست در قبال بند و بست کنونی احزاب و جریانات بورژوایی با جمهوری اسلامی و دولت‌ها و نهادهای دست راستی نیست. اطلاق مذاکره به بند و بست اشتباه است چون رنگی از مشروعیت به نشست و برخاست مخفیانه و غیر شفاف احزاب و جریانات سیاسی با دشمنان مردم می‌دهد. همینطور اطلاق مذاکره به این بند و بست رنگی از “نمایندگی” این جریانات از جانب مردمی می‌دهد که مدال “رهبری” خودگمارده آنها را به سینه خود الصاق کرده اند. بحث برسر امکان مذاکره یک نیروی در حال جنگ با یک حکومت در یک وضعیت مشخص نیست، بحث برسر تحرکات توطئه گرانه احزاب باصطلاح اپوزیسیونی با رژیم اسلامی علیه مردم کارگر و زحمتکش در یک شرایط تماما متمایز است. کومله با بحث مجرد حول مذاکره بطور کلی، سیاست بند و بست و مزدوری این جریانات را محکوم نمیکند، طبق سنت قدیمی اش نمیگوید که توافق این نیروها از بالای سر مردم مشروعیت ندارد، میگوید در شرایط کنونی امکان انتخاب شدن نمایندگان واقعی مردم برای مذاکرات وجود ندارد لذا این توطئه علیه مردم کردستان را مشروع و عادی جلوه میدهد چون سیاست خودش در تناقض با آن قرار ندارد. نهایت انتقاد کومله اینست که “ما نشست اخیر نمایندگان “مرکز همکاری نیروهای کردستانی” را در این راستا نمی بینیم. بدون تامین ملزومات واقعی آن را توهم برانگیز، زیانبار و ادامه آنرا گرفتار شدن در دام توطئەهای جمهوری اسلامی می دانیم”!
تناقض موضع کومله یکی دو تا نیست. عبارت “توطئه های جمهوری اسلامی” شاید درست ترین عنوانی است که در این اطلاعیه از موضعی “دوستانه و دلسوزانه” خطاب به “مرکز همکاری نیروهای نیروهای کردستانی” آمده است. این “نیروهای کردستانی” روزی متحد عربستان سعودی اند، روزی پشت اصلاح طلبی حکومتی اند و روزی در کنار پومپئو و جان بولتن در کاخ سفید اند. اینکه کومله چه از جان اینها و خودش میخواهد و چرا از تفرقه بین خود و اینها بعنوان توطئه جمهوری اسلامی نام میبرد و همزمان فکر میکند اینها در دام توطئه های جمهوری اسلامی افتادند و خودش نیز با همان میانجی توطئه لااقل دو بار دیدار داشته است، معمائی است که باید کارشناسان سیاست غیر علنی و غیر شفاف از آن رمز گشائی کنند.
و بالاخره اگر کومله به توصیه های مشفقانه اش به “نیروهای کردستانی” راسا پایبند است و میخواهد در دام این توطئه های جمهوری اسلامی نیافتد، ضروری است بفوریت راجع به چگونگی و مفاد و جزئیات دیدارهای خود با طرف میانجی شفاف سازی کند، توضیح دهد چرا شرایط اعلام شده اش در باره خودش صدق نمیکند، دلائل واقعی زیرپاگداشتن “حق اطلاع مردم” و بدور نگهداشتن و “نامحرم” دانستن آنها و نیروهای چپ و حتی اعضای خودش را توضیح دهد، در قبال سلامت سیاسی و استاندارها مسئول و به معیارهای اپوزیسیون سرنگونی طلب پایبند باشد و راه بند و بست مخفیانه تحت عنوان مذاکره را بسهم خودش ببندد. کومله تاکنون برعکس عمل کرده است و حتی در موضع انتقاد به “مرکز همکاری نیروهای کردستانی” نیست. تردیدی نیست که اگر اخبار این نشست ها درز نمیکرد، کومله در همین حد هم سخن نمیگفت. مذاکره و دیپلماسی برای ناسیونالیسم کرد اسم رمز بند و بست با دولتها و نیروهای ارتجاعی است. بحث “مذاکره بعنوان اصل” توجیهی برای باز گذاشتن در است.
و بالاخره یک سوال فرضی میتواند این باشد، میگویم فرضی چون استدلالهای کومله در مورد “اگر جمهوری اسلامی خواهان مذاکره است” مبتنی بر توهم محض است. “اگر” جمهوری اسلامی همان شروط نیم بند مورد اشاره اطلاعیه کومله را مانند آزادی زندانیان سیاسی و غیره را بپذیرد، کومله چکار میکند؟ کرکره ها را پائین میکشد و با حفظ جمهوری اسلامی به داخل شهر میرود؟ سیاست سرنگونی حکومت را کنار می گذارد؟ دفترش را باز میکند و فعالیت مدنی میکند؟ سوسیالیسم و انقلاب کارگری و حاکمیت شورائی و غیره را به طاق نسیان میسپارد و در پی وحدت نیروهای کردستانی مجری برگزاری انتخابات و شرکت در پروسه سیاسی میشود؟ یعنی آنچه که سالها امثال آقای خالد عزیزی دنبال آنست، به سیاست کومله بدل میشود؟ اگر کارگران نخواستند در این پروسه شرکت کنند شما در مقابلشان می ایستید؟
۹ ژوئن ۲۰۱۹

Author: maker