آب سرد این یکی “آش بتال” سمکو نوری

طبق اخبار گفته میشود نیروهای موسوم به سوریه دمکراتیک “پ ی د” با رژیم اسد توافق کرده اند. فعلا چند و چون این توافق ، مسائل پشت پرده و عکس العمل رژیم اسد در ادامه این توافق در پرده ای از ابهام است. احزاب ناسیونالیست کُرد همیشه در سایه حمایت یکی از کشورهای مرتجع منطقه یا دول سرمایه داری جهانی تلاش کرده اند منافع بورژوازی کردستان را دنبال کرده و سهمی در قدرت و ثروت داشته باشند. هر درجه از “رادیکالیسم” آنها نمیتواند این خصلت نهادینه شده در آنها را پنهان کند. کشمکش این احزاب با بورژوازی سراسری در اختلافات و توافقاتشان به مردم کردستان خون پاشیده است و در پس آن دلسردی، سرخوردگی و سرگردانی را به اندازه نفوذ ایده این جنبش وارونه از جامعه طبقاتی در میان مردم و طبقه کارگر گسترش داده است. در این راستا میتوان به تاریخ همکاری “حزب دمکرات کردستان –بارزانی پدر و پسر” و همچنین “اتحادیه میهنی” در همکاری با رژیم اسلامی در ایران و ترکیه، صدام حسین، غرب وامریکا، “پ ک ک و پژاک” احزاب دمکرات و سازمان زحمتکشانیها، نگاه کرد.
اگر اکنون و در این شرایط به ناسیونالیستهای کُرد در سوریه که اولین “آش بتال” را در کردستان سوریه و چندمین آن را در “کردستان چهارپارچه” به ثبت رساندند گفته شود، چی شد؟ این صرفا ناسیونالیستهای کُرد نیستند که ما را مورد مواخذه قرار خواهند داد، بلکه چپها در صف مقدم این “مبارزه طبقاتی” خواهند بود. اگر گفته شود چطور شد؟ همراه با ناسیونالیستها با اسم رمز “روژاوا” این چپها هستند که خواهند گفت خوب اگر شما آنجا بودید مگر راه دیگری غیر از این داشتید؟ عجب!! خوب توافق و سازش خونین با رژیم اسد و سبب خون پاشیدن کمتر به جامعه بهتر از بالا رفتن چند صد نفر کشته و لت و پار شده دیگر است اما مگر این جنبش ناسیونالیستی غیر ازاین است؟ مگر این راه به اینجا ختم نمیشد؟ مگر گفته نشد که احزاب ناسیونالیست کُرد کارشان سهمخواهی است و جان کودکان و زنان و سالمندان را سپر سهمخواهی خودشان میکنند؟ خوب معلوم است این جنبش ارتجاعی در این مرحله و با این استراتژی به این اینجا ختم خواهد شد. آیا این توافق خونین قبل از کشته شدن صدها نفر دیگر و آوارگی بیشتر ایجاد نمیشد؟ یا نفس چنین توافقی برای عقب نشینی “آبرومندانه” بود؟
ما که توهم نداشتیم اما ناسیونالیسم نوع “کانتونی” آن، بخش زیادی از چپ را هم با خودش بُرد. این ارتجاع تا جایی پیش رفت که نقد “ی پ گ” ممنوع اعلام شد، فتواها صادر کردند، فریاد “جنگ جنگ تا پیروزی” صالح مسلم به چهارپارچه را گرفتند و در فضای مجازی از “روی هر منتقدی رد شدند”. در فضای مجازی “جنبش تسلیح توده ای” اعلام کردند و گفتند نقد به “ی پ گ” مساوی با همراهی اردوغان است و به تحریف و دروغ پردازی پرداختند، محکوم کردن لشکرکشی اردوغان از جانب ما را تحریف کردند تا دفاعشان از ناسیونالیسم روژاوا را توضیح دهند. اما خود تا خرخره در خیالات به سر میبردند. چنان مقهور کردایتی شده بودند، چنان مسحور دروغ پراکنی رسانه های ناسیونالیستی شده بودند، نزدیک بود بگویند راه “کربلا” از روژاوا میگذرد. از نماینده رژیم در مهاباد گرفته تا اینور آب، یک جنبشی بود با اسم رمز روژاوا، همه در آن سهیم بودند. در همین روزها هفت تپه هنوز در اعتصاب بود و این چپ حتی حاظر به پخش اخبارش نبود، اعتراضی نکرد، تظاهرات سازمان نداد، جلوی وب کم فیسبوک نرفت، پیام حمایتی نداد، پتیشن “امضاء” نکرد، اما “یکهویی” “رفیق” بغل دستی ات را میدیدی که هنوز مُهر “من هفته ای هستم” را پاک نکرده، پرچم کردایتی را گرفته است و با هردو پا رفته است تو گِل و حاظر نیست بیرون بیاید.
همان موقع هم با شک و تردید به این همه “من هفت تپه ای هستم” نگاه کردیم، گفتیم اگر این همه هفت تپه ایی هستند چرا ما اینجا هستیم و قدمی جلوتر نمیرویم. اینها هفت تپه ای هستند یا صالح مسلمی یا…؟ خوب لشکرکشی رژیم ادمکشان اسلامی ترکیه قویا محکوم است وباید محکوم شود اما دفاع از پروژه روژاوا دیگر چیست؟ افشانکردن “بورژوازی ملی” دیگر چه صیغه ای است؟
“آش بتال روژاوا” صرفا نمایش مضحک دیگری از چهره عریان کردایتی “کانتونی” نبود بلکه نمایش بی افقی، سردرگمی، پوپولیسم، بی ربطی “کمونیسم ملی” به طبقه کارگر هم بود.ناسیونالیسم کُرد که بخش عمده از “کومله ها” را بر سر میز بند و بست با جمهوری اسلامی برد و جناح دیگرش را با متحد جمهوری اسلامی “پژاک”، تا پای ائتلاف و سخنگوی خبات اسلامی برد، صرفا به این خلاصه نشد و سر پیچ بعدی “کمونیسم ملی” را نیز اعم از متشکل و غیر آن را با “روژاوا” همراه کرد. روژاوا آخرین حلقه “قابل دفاع تر” این ناسیونالیسم از نگاه کمونیسم ملی بود که با رشته روژاوا به سازمان “نورف” وصل شدند. این کمونیسم ملی با حزب اش “پ ی د” اکنون با رژیم اسد توافق کرده است. باید دید توصیه های کمونیسم ملی برای “سوسیالیسم روژاوا” در همکاری با رژیم اسد تا مرحله “ساختمان اقتصادی سوسیالیسم” چیست؟!!
یکی از دوستان چپ در توضیح تفاوت “پ ی د” با احزاب بارزانی و طالبانی و توجیه کمونیسم ملی نوشته بود، ببینید! امریکا حمایتش را از روی “کردهای سوریه” برداشت اما این “جنبش هنوز زنده است”، و “آش بتال” نکرد “تسلیم” نشد چون از نوع بارزانیها و طالبانیها نیست. اما تحلیل “عمیق” این دوست چپ نزدیک نیم ساعت دوام آورد و “آش بتال روژاوا” آب سردی بر سرو روی ایشان و بقیه ریخت.

Author: pedram nowandish