اعتراض اجتماعی و خیزش تودەای در عراق و لبنان ارتباط آن با موقعیت منطقه ای و داخلی رژیم اسلامی ایران – فاتح شیخ

اعتراضات گسترده در عراق و لبنان بر دو محور اساسی مشترک در اقتصاد و سیاست آن دو جامعه جریان دارد:
محور اول اعتراض علیه مشقات و محرومیتهای حاصل از بنیاد سرمایه داری اقتصاد آنهاست. معیشت نازل کارگران، بیکاری بالای نسل جوان اکثرا تحصیلکرده، فقر و فلاکت و فساد فراگیر که توسط روبنای ناسازگار و امتحان پس داده در شکل نظام قومی مذهبی (طائفی) حاکم دو کشور بر گذران روزمره و حقوق و آزادیهای سیاسی و مدنی شهروندان دو جامعه تحمیل شده است.

محور دوم اعتراض علیه سلطه سراپا ارتجاعی رژیم اسلامی ایران از کانال همان نظام قومی مذهبی دو کشور با ایجاد دارودسته های سکتی مبتنی بر اسلام سیاسی شاخه شیعی: در لبنان حزب الله و امل و در عراق معجونی از یک دوجین میلیشیا زیر عنوان حشد شعبی که از لحاظ توحش و ترور اسلامی دست کم چندانی از داعش ندارند و پرورده همان باتلاق خونینی هستند که داعش در آن مجال عروج پیدا کرد.

اگر همزمانی خیزشهای جاری در عراق و لبنان تصادف به نظر آید، روندهای اصلی پشت آنها به هیچ وجه تصادفی نیستند بلکه مشترکا ریشه در تحولات دهه های اخیر جهان و منطقه دارند همچنانکه از جدالهای امروزی قدرتهای بورژوائی جهان و منطقه تاثیر ناگزیر میپذیرند.

در عراق اعتراضات گسترده سال گذشته بصره و استانهای جنوب عراق بیگمان پیش پرده اعتراضات جاری کنونی بوده که در آن کارگران، نسل جوان و توده های محروم اعماق جامعه علیه مشقات زندگی بپا خاستند و همراه با مقرات احزاب شریک در حکومت، کنسولگری رژیم اسلامی در بصره را هم به آتش کشیدند. آن زمان جریانات قومی مذهبی بر اثر شکافهای فرقه ای و دخالت سفارتهای رژیم اسلامی ایران و دولت آمریکا نتوانستند بر سر پست نخست وزیر توافق کنند و ناگزیر عادل عبدالمهدی را همچون یک مهره موقت فاقد اختیار حتی برای عزل و نصب یک مدیر سر کار آوردند. این فریبکاری آشکار گرچه موقتا از عروج مجدد اعتراضات جلوگیری کرد اما روشن بود که دوامی نخواهد داشت درحالیکه زمینه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی اعتراض و نارضایتی توده ها پایدارتر و بادوامتر از آن بود که عبدالمهدی مانع فوران مجدد آن شود.

شبکه مبارزاتی رهبران و سازماندهندگان اعتراضات با اعلام اول اکتبر همچون اعلام سالروز ناتوانی حکومت در پاسخگویی به خواستهایشان، کمپین بسیج برای خیزش اعتراض توده ای را آغاز کردند. دیدیم که توده های به جان آمده و تشنه رهایی چگونه وسیعا و شجاعانه به آن کمپین جواب مثبت دادند و به میدان آمدند. نقطه قوت موج جدید خیزش اعتراضی تمرکز خیزش و رهبری در بغداد بود. به رغم کشتار و سرکوب وحشیانه توسط نیروهای سرکوبگر دولتی و میلیشیاهای حشد شعبی، که بنا به گزارش مستند آسوشیتدپرس (چهارشنبه ٣٠ اکتبر) قاسم سلیمانی در فرماندهی آن شرکت داشته بود، اعتراضات ادامه یافت. نخست وزیر و پارلمان عراق ناچار به عقب نشینی شدند، دو بسته اقدامات هفده بندی و سیزده بندی را با سرعتی بیسابقه تصویب کردند و اجرای فوری آن را وعده دادند. رهبران اعتراضات با فرصت ده روزه ای موافقت کردند. انتظار میرفت که تناقضات ائتلاف حکومتی و ناتوانی عبدالمهدی جلو اجرای وعده های داده شده را بگیرد. چنان شد که موج بلند اعتراض مجدد در هفته گذشته حکومت عراق را سراپا به لرزه بحران وجودی انداخت.

باز هم دخالت رژیم اسلامی با فتوای خامنه ای (چهارشنبه ٣٠ اکتبر) از سر گرفته شد. او خیزشهای اعتراضی عراق و لبنان را به دخالت دولتهای آمریکا و اسرائیل و عربستان نسبت داد و به میلیشیاهای حشد شعبی برای سرکوب اعتراضات مجوز توحش اسلامی داد. به دنبال آن قاسم سلیمانی پنجشنبه آخر اکتبر برای فرماندهی سرکوب وحشیانه مجددا به بغداد برگشت. اما کار از کار گذشته بود. علاوه بر ادامه گسترده تر و جسورانه تر تظاهرات در بغداد و شهرهای وسط و جنوب عراق، معترضان بندر جنوبی ام القصر را از چنگ حکومت خارج کردند و در کنترل خود گرفتند. به رغم کشتار وحشیانه ٢٥٠ انسان معترض و زخمی کردن بیش از ١١ هزار دیگر که رئیس کمیته “حقوق بشر” پارلمان عراق روز پنجشنبه ٣١ اکتبر اعلام کرد، اعتراضات گسترده تر و قاطعانه تر ادامه یافت. حکومت عراق راهی جز عقب نشینی نداشت. ناگزیر فریب دیگری در پیش گرفت.

در نشست روسای دارودسته های قومی مذهبی شریک در حکومت با رئیس جمهور به توافق رسیدند که این بار با کنار گذاشتن عبدالمهدی از پست نخست وزیری و یک سری وعده جدید اقدامات به مقابله با اعتراضات بروند. بعد از ظهر پنجشنبه رئیس جمهور در سخنانی عمومی وعده های کلی مورد توافق شامل تغییر قانون انتخابات و برگزاری انتخابات زودرس را بی تعیین زمان اجرا اعلام کرد. در کنار آنها موافقت عبدالمهدی برای استعفاء مشروط به معرفی جانشین را هم به اطلاع عموم رساند. تداوم تظاهرات پرجمعیت میدان تحریر بغداد با اعلام اینکه دست از اعتراض نمیکشند تا اجرای اقدامات را در عمل نبینند پاسخ قاطع به فریبجدید حکومت بود.
تا همینجا دو تیر اعتراضات اخیر عراق به هدف خورده است: اول ساقط کردن حکومت یکساله عبدالمهدی و سوق دادن حکومت قومی مذهبی شانزده ساله عراق به سوی سقوط کامل و جایگزین کردن آن با حکومتی سکولار غیرقومی غیرمذهبی است. تحقق بخش اخیر این هدف هنوز به کار کارستان آینده اعتراضات همراه با روشن بینی و قاطعیت نسل جوان رهبری آن گره خورده است. دوم زدن ضربه مهلک به سلطه رژیم اسلامی ایران بر عراق است. فریاد بلند شعار “برا برا” و به زیر کشیدن و آتش زدن بنرهای خمینی و خامنه ای و قاسم سلیمانی نشانه های نبرد مهمی در سیاست عراق است که شروع نیرومند آن هم اکنون کلید خورده است.

همزمان در لبنان اعتراضات گسترده هفده اکتبر شروع شد و در کمتر از دو هفته سعد حریری نخست وزیر را بر آن داشت که استعفایش را به رئیس جمهور میشل عون تحویل دهد تا بنا به ارزیابی خود از در خارج شود و از پنجره باز گردد و با تلاش برای تحمیل شروط جدیدی که پیش پای رقبای شریک حکومت طائفی گذاشته است پست خود را مجددا در دست بگیرد. تا همینجا ادامه خیزش سرشار از شادی و شکوه لبنان فرش را از زیر پای حزب الله حسن نصرالله و سازمان امل نبیه بری و “تیار وحدت” رئیس جمهور میشل عون کشیده و ناگزیرشان کرده است که به جای مقابله بیهوده با خیزش اعتراضی، به یک عقب نشینی تاکتیکی دست بزنند.

میشل عون غروب پنجشنبه که مصادف با گذشت سه سال از ریاست جمهوری او بود، پیامی خطاب به معترضان قرائت کرد، در سخنانی رنگباخته و دوپهلو به ناکارائی نظام طائفی حاکم بر لبنان اعتراف کرد و از ضرورت جایگزینی آن با نظام سیاسی شهروندی (“مواطنه”) مبتنی بر حقوق مساوی همه شهروندان جامعه دم زد. روحیه و سخنان میشل عون در پیامی که از روی نوشته میخواند بسیار شبیه سخنانی بود که حسنی مبارک در فوریه ٢٠١١ خطاب به توده های به پاخاسته میدان تحریر قاهره به زبان آورد و با آن پایان کارش را اعلام کرد. واکنشهای اولیه به پیام پایانی پنجشنبه آخر اکتبر آشکارا متفاوت بود. در بیروت امید آمیخته به تردید و در شهر فقرزده طرابلس دومین شهر بزرگ لبنان با رد قاطع معترضان پاسخ گرفت.

تا همینجا روشن است که خیزشهای همزمان عراق و لبنان پیامدهای مهمی در سیاست آن دو جامعه دربر دارد و تاثیراتی برگشت ناپذیر بر سلطه رژیم اسلامی ایران در آن دو کشور به جا میگذارد. سرنوشت اعتراضات اجتماعی این دو جامعه با سرنوشت اعتراضات گسترده کارگری و توده ای در ایران به هم تنیده است. این خیزشها در عراق و لبنان چگونه پیش خواهد رفت و به کدام هدفها دست خواهد یافت برای ما که برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ایران مبارزه میکنیم لازم است علاوه بر شایسته ترین پشتیبانی هر قدر که ممکن است از آنها بیاموزیم.
٣١ اکتبر ٢٠١٩

Author: pedram nowandish