به خاطر بسپارید , روایت یک جنایت به زبان دیپلوماسی کردی – ايرج فرزاد

مصطفی سلیمی زندانی سیاسی که ۱۷ سال در اسارت رژیم اسلامی بود، روز ۸ فروردین ۱۳۹۹-۲۷ مارس ۲۰۲۰- در پی شورش زندانیان در بسیاری از زندان های ایران، از زندان سقز همراه با عده ای دیگر فرار کرد. او خود را به شهر پنچوین در منطقه معروف به اقلیم کردستان عراق رساند. اما توسط مسئولین سازمان امنیت اتحادیه میهنی(آسایش) به جمهوری اسلامی تحویل داده شد و او روز۲۳ فروردین- ۱۱آوریل ۲۰۲۰- در همان زندان سقز، به دار آویخته شد.

چگونگی ماجرای دستگیری و استرداد مصطفی سلیمی را از زبان “ئاراس شیخ جنگی”، برادر “لاهور شیخ جنگی”، مسئول تفنگچی های اتحادیه میهنی، بشنوید. عین پست این موجود با دستخط خود او ضمیمه است:

وقتی مصطفی سلیمی به شهر پنجوین رسید، توسط ماموران سازمان امنیت( آسایش) برای کنترل ویروس کرونا، منتقل میشود. “بنده” و لاهور برادرم و کاک پولاد و کاک جلال شیخ ناجی، در منزل من نشسته بودیم. وقتی کاک استاد حسن، مسئول آسایش در رابطه با دستگیری یک زندانی فراری به ما خبر داد، ما فورا با نمایندگی جمهوری اسلامی در کردستان عراق تماس گرفتیم و ماجرا را برای آنها تعریف کردیم. آنها تایید کردند که بله مصطفی سلیمی مُجرم است و ممنون میشویم که او را به ما تحویل بدهید، ما هم همین کار را کردیم….”
اما این حتی تمام ماجرا نیست، افراد جریانات سیاسی(کومه له، دو زحمتکشانی ها و دو حزب دمکرات و خرده جریانات دیگر) که تحت کنترل نیروهای سازمان امنیت “اقلیم” در اردوگاه ها “مقر” و “ستاد رهبری” دارند، جزئیات جنایت در حق مصطفی سلیمی را به دقت میدانند. بخاطر آن نامه نوشته اند، تلفن زده اند، حضورا عجز و لابه کرده اند. همه سران این جریانات بخوبی میدانند که مصطفی سلیمی “در مرز” دستگیر نشد، بلکه او ابتدا ۳-۲ روز در “گرمک” در نزدیکیهای پنجوین بوده و سپس در همین شهر خود را تحویل “آسایش” میدهد. مسئولین آسایش از رهبری اتحادیه میهنی در سلیمانیه دستور میگیرند که او را “دستبند” زده و تسلیم “قرار گاه رمضان” سپاه پاسداران کنند.

جهت اطلاع عموم، در حال حاضر رهبری اتحادیه میهنی در دست دو نفر است: لاهور شیخ جنگی برادر زاده جلال طالبانی و “بافل” طالبانی پسر جلال طالبانی.

اطلاعیه “دبیرخانه” کومه له تحت کنترل ابراهیم علیزاده با این جمله آغاز میشود:
اخبار رسیده از زندان مرکزی سقز حاکی است که روز شنبه ۲۳ فروردین اعدام شده است.”

اگر بدانید که اردوگاه کومه له، تحت نظارت اداره آسایش است، اگر بدانید که به واسطه گری همین اداره آسایش و “حکومت اقلیم”، کومه له همراه با بقیه جریانات که فوقا از آنها نام بردم ماهانه و از منابع دولت آمریکا، ۹۰ هزار دلار* دریافت میکنند، آنوقت باید بسیار روشن باشد که چگونه دستگیری و تحویل مصطفی سلیمی، در اطلاعیه با عبارت “اخبار رسیده از زندان مرکزی سقز…” با منش “دیپلوماتیک” رایج در میان ناسیونالیستهای کرد فرموله شده است. خیر اینها “نمکدان” را نمیشکنند. این اطلاعیه، فقط ماست مالی کردن جنایت مشترک جمهوری اسلامی و اتحادیه میهنی و نوکر منشی اینان نیست. این اطلاعیه، در عین حال اعلام نوکر منشی به نوکر منش ها و “سکوت” در برابر جنایت مشترک آنها، بابت جیره و مزد ماهانه است. اطلاعیه دبیرخانه کومه له، روشنگری و یا حتی گزارش یک ژورنالیست از یک اتفاق “معمولی” نیست. بلکه گزارش موذیانه به دار آویختن یک زندانی سیاسی که ۱۷ سال در اسارت جانوران اسلامی بوده است، به عنوان یک اتفاق “معمولی” است. کتمان حقیقت و جار زدن علنی یک سقوط آزاد سیاسی و سرپوش گذاشتن بر یک توطئه آشکار بین لاهور شیخ جنگی و بافل طالبانی با سپاه پادسداران و قرارگاه رمضان آنها در قتل یک زندانی سیاسی است. سقوط کومه له از یک سازمان سابقا سیاسی، به یک دار ودسته و باند ناسیونالیستی؛ و سر تا پا غرق در فساد و فسق و فحور و دوروئی و ریاکاری است. نمایش رقت انگیز آخر و عاقبت گروگان های داوطلب و تسلیمی ها به اردوگاه تحت الحفظ جانورانی چون لاهور شیخ جنگی است.

شرمتان باد
جریاناتی که با عنوان “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست”، و در اطلاعیه ای پوشالی “محکومیت استرداد و اعدام مصطفی سلیمی”؛ حضور “فعال” خود را در صحنه سیاست “چپ” به نمایش گذاشته اند، واقعا “گُل کاشتند”. جناب ابراهیم علیزاده با تابلو پدیده ناموجود “حزب کمونیست ایران”، آنان را به سر چشمه بُرد و تشنه باز گرداند. “شورای همکاری”در نمایش دروغ و ریاکاری و عوامفریبی. انصافا با مُسمًا است. شهروندان جامعه حق دارند خود را از این انزواهای مُتحًجر سیاسی و آماتورهای چپ حاشیه ای دور نگهدارند و “رهنمود”هایشان را از این گوش بگیرند تا از آن گوش در کنند.

۱۵ آوریل ۲۰ ۲۰
iraj.farzad@gmail.com

پست ئاراس شیخ جنگی که به فاصله کوتاهی آن را پاک کرد، اما عده ای موفق شدند قبل از حذف، آن را ذخیره کنند: *. ممکن است “منبع” این نفقه و مزد را انکار کنند. اما داستان خیلی شبیه به کمکهای سیا به مجاهدین افغانستان است. مجاهدین پیشنهاد کمک “مستقیم” را رد کرده بودند، سیا از طریق و به واسطه سازمان ضد جاسوسی کشور “مسلمان” پاکستان، کمک ها رابه دست آنان رساند. اگر نه، به مردم بگویند، اولین محموله ۹۰ هزار دلاری را توسط کدام مقام اقلیم و با اشاره او به “توصیه” و دستور کدام “منبع” تحویل گرفتند و کماکان منظما دریافت میکنند؟

Author: pedram nowandish