کرونا و مذهب در جهان و در ایران – محمدرضا پویا

یکی از پیامدهای شیوع ویروس کرونا، اشکار شدن هر چه بیشتر ضدیت مذهب با علم و بویزه در این دوره با علم پزشکی بوده است. باورهای رایج دینی مبنی بر اینکه اعتقاد به خدا و پیامبران انسان را از “بلایا” مصون میدارد، در این دوره بگونه ای وسیع ریزش نمود. مردم در دنیا شاهد بودند که چگونه ویروس کرونا کل جغرافیای جهان را در هم نوردید و بشریت را صرفنظر از باور و یا عدم باور به مذهب و دستورات دینی بکام خود کشید. یک وجه مشخصه جدال انسان با ویروس کرونا، تلاش سترگ و بی وقفه کادر پزشکی و درمان برای نجات جان انسانها بوده است. در بحرانی که هم اکنون در میانه راه ان هستیم به ان بخش از بشریتی که باور مذهبی داشتند، اموخت که تنها علم و پیشرفتهای تکنولوژیک میتواند ادامه حیات فیزیکی انسان را تضمین کند و نه اوراد، خرافات مذهبی و دعا خواندن. ناتوانی مطلق مذهب در جدال مرگ و زندگی انسان با ویروس کرونا، تبعات وسیعی به همراه خواهد داشت که در دراز مدت چنانچه با یک جنبش خوداگاه عجین شود، میتواند در نگاه مردم به فلسفه زندگی و جایگاه مذهب، یک رنسانس بزرگ ایجاد کند اما تا همین همینجای کار هم حکم شکست و ناتوانی مذهب در برابر علم صادر شده است. جهان شاهد بود که چگونه شهروندان کشورهای مختلف سمبلهای مذهبی از جمله مجسمه و عکس را، در مقابل دوربین میشکستند و پاره میکردند. همه دیدیم که چگونه کشیش اعظم کلیسا در کره جنوبی در بابر مردم تعظیم میکرد و بابت مزخرفاتی که در باره کرونا گفته بود، عذر خواهی میکرد. خدا از ترس کرونا خانه اش را تا اطلاع ثانوی تعطیل و کار را بدست “دعاهای دیجیتالی” سپرد. متولیان لاکچری پوش و لاکچری خور خانه خدا بنایندگی از خود خدا از ملتمسین زیارت خواستند هزینه سفر حج خود را بحابشان بریزند تا آنها بنمایندگی از انها به شیطان سنگ بیندازند که انطوریکه قرائن نشان میدهد تعداد بسیار اندکی به این حقه بازی جدیدی متولیان خانه خدا تن دادند.
دیوارهای عمارت آن هاله های خاکستری ابهام که ادامه زندگی انسان را تنها در پناه قدر قدرتی خدا و مذهب میسر و انقیاد بشر گرفتار در این اوهام را عین “رستگاری و آزادی” میدانست، بیکباره ترک برداشت و سیلی از سوالات سخت بی پاسخ را روی میز مذهبیون گذاشت. تاثیرات این دوره را قطعا در سالهای آینده شاهد خواهیم بود. در دوره کرونا یکبار دیگر روشن گردید که مذهب مجموعه ای از قوانین و باورهای خرافی نیست که بشر را به انقیاد و فریب میکشاند، بلکه قبل از ان صنعتی است که عامل مرگ صدها هزار انسان شده است.
در ایران پس از شیوع ویروس کرونا، اخوند حکومت و روزه خوانهای فیضیه قم برای دایر ماندن بساط خرافات و امام زاده هاییکه تا دیروز “مرکز شفا اسلامی” نامیده میشدند، بازار مکاره “روغن بنفشه” و “ادرار شتر” براه انداختند تا بزعم خودشان زمینگیر شدن مذهب و ناتوانی دینشان در این بحران را، از چشم مردم دور نگه دارند. اما تا انجاییکه به مردم در ایران مربوط است، پروسه نقد و بیرون انداختن مذهب اسلام از زندگی روزانه خود با کرونا آغاز نشد. اگر کرونا در جهان، ضدیت مذهب با علم را بنمایش گذاشت، در ایران در چهار دهه اخیر یک جنبش وسیع ضد اسلامی در یک جدال بزرگ و مداوم، ضدیت مذهب با زندگی انسان در همه عرصه ها و ظرفیت مذهب در ادمکشی و تبدیل شدن به یک ماشین تمام عیار جنایت را، جلو چشم جهانیان گرفت. محدود کردن این پدیده بزرگ به “ریزش توهم مردم به خرافات” انهم فقط در دوره شیوع کرونا، صف آرایی در مقابل جنبشی است که مطالبات و دادخواستش بر علیه مذهب، کیلومترها از “جنبش فاصله گرفتن مردم از خرافات مذهبی” جلوتر است. انچ جامعه ایران را از مابقی جهان در این زمینه جدا میکند، وجود جنبش عظیمی است که در عرصه سیاست در سالهای اخیر بر متن یک جنبش توده ای، به سمبلهای مذهب اسلام حمله ور شده است و برچیدن شدن مذهب از تمامی شئونات زندگی خود را خواستار است. فراموش نکنیم که تلاش برای محدود کردن دامنه این جنبش به “توهم زدایی به امامزداده ها” امر خودبخودی و اتفاقی نیست. یک جنبش راست محافظه کار که زیست در یک جامعه ضد مذهبی در آینده را، مخالف امیال سیاسی خود میداند، دست اندرکار تصویر سازی های “حداقلی” از دستاوردهای این جنبش است. حال اینها از دالان “حق انتخاب” مذهب وارد شده اند تا بمردم گوشزد کنند که به “عقاید” مذهبی بخش اسلامزده احترام بگذازید تا مگر از این رهگذر خواستهای ماکزیمالیستی جاری در جامعه که خواهان ریشه کن ساختن مذهب است را، بعقب برانند و مردم را با حداقلهایی بخانه بفرستند و اعلام پیروزی کنند. این همان جنبشی است که در سه سال اخیر در مقابل حمله مردم به سمبلها، مساجد و دوایر اسلامی را کار “بچه های اطلاعات سپاه” میداند که میخواهند مسیر اعتراضات را به بیراه ببرند!!! میگویند حمله نکنید، بهانه بدست رژیم میدهید(ظاهرا اینها کشف کرده اند که رژیم اسلامی برای سرکوب اعتراضات مردم، بدنبال بهانه است)، حمله نکنید و به پیر و پیغمبرهای اسلام هم کاری نداشته باشید وگرنه “بخش مذهبی” جامعه از حضور در اعتراضات امتناع میکند و شکاف ایجاد میشود. گفتند آنهاییکه سمبلهای اسلامی در این مملکت را اتش زدند، مشکوک هستند. این در واقع پلاتفرم بخش راست اپوزیسیون در مقابل جنبش ضد اسلامی جاری در جامعه است. تا حالا کسی از ایدئولوگهای جنبش راست اپوزیسیون نشنیده است که در فردای پس از رژیم اسلامی اگر اینها بقدرت رسیدند مذهب رسمی در این مملکت را ممنوع میکنند، در شناسنامه های مردم، انتساب به این و یا ان مذهب را، حذف میکنند. تا حالا بصراحت نگفتند “تعلیمات دینی” را از آموزش و پرورش بر می اندازند، شنیده نشد بگویند مسله ازدواج و طلاق را از دوایر قدرت اخوند حذف و بدست قوانین مدنی جامعه می سپارند. هر چه بیشتر در این عرصه کنکاش شود، تفاوت و تضاد مطالبات ضد اسلامی مردم که نه زیرزمینی بلکه فریاد در خیابان است، با پلاتفرم سیاسی جنبش راست، بیشتر عیان میشود. برای رسیدن به یک جامعه عاری از مذهب، باید قاطعانه و بی تخفیف و بی لکنت از دستاوردهای جنبش ضد اسلامی دفاع کنیم و در پیشاپیش جنبش آزادیخواهی مردم با بلند کردن پرچم مذهب زدایی، به جنگ رژیم اسلامی برویم.

Author: pedram nowandish